ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ کفش ها ﺮﺍﻧﻘﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﻮﺍﺭ ﺧﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺴﺖ.
ﻧﺰﺩﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍ ﻪ ﺧﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﺎﻩ ﺮﺩﻡ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ:
"ﺍﻦ نیز بگذﺭﺩ"
ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺮﺳﺪﻡ، ﻔﺖ:
ﺍﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﻂ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ، ﻨﺪ ساﻝ ﺶ ﺩﺭ ﺍﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﺰﻡ ﻣﻔﺮﻭﺧﺘﻢ.
ﺣﺎﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﻨﺪﻦ ﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ.
ﺮﺳﺪﻡ: ﺲ ﺮﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﻨﺠﺎ برﺸﺘ؟
ﻔﺖ: ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﻨﻮﺴﻢ:
"ﺍﻦ نیز بگذرد..."
گر به دولت برسی مست نگردی مردی
گر به ذلت برسی پست نگردی مردی
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند
گر تو بازیچه این دست نگردی مردی
ما را در سایت لاغری با محصولات صد در صد گیاهی دنبال میکنید
برچسب: داستان کوتاه,داستان کوتاه عاشقانه,داستان کوتاه انگلیسی,داستان کوتاه طنز,داستان کوتاه آموزنده,داستان کوتاه فارسی,داستان کوتاه صحنه دار,داستان کوتاه ترسناک,داستان کوتاه ایرانی,داستان کوتاه جالب, نویسنده: بازدید: 38